حرفهاي دل کوچک من


 

یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد............

 


مرمر

 

گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می‌کنند

عاشق که شدی

کوچ می‌کنند!!!

 

اینو یکی از دوستام برام اس کرده بود نمیدونم مال کیه!!


مرمر

 

چتــرم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند!

بی تــــــو همیشه خیسِ بارانم!!!!!


مرمر

خسته‌ام

آه ای خدا..........

خسته‌ام از تظاهر به ایستادگی
از پنهان کردن زخم‌هایم خسته‌ام
زور که نیست!
دیگر نمی‌خواهم بی‌دلیل بخندم و
و وانمود کنم همه چیز رو به راه است...!

اصلأ دیگر نمی‌خواهم بخندم
می‌خواهم لج کنم، با خودم، با تو، با همه ی دنیا...!

چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشد....؟؟؟


مرمر

 

من استاد به هیچ دل بستنم...
ساعت ها به دیوار خیره میشوم...
و به تو نگاه می کنم...
که استاد نبودنی!!!!!!!!!!   

 


مرمر

 

من
به شطرنج یک طرفه مشغول
بازی بی کیش
بازی بی مات
کاش انطرف شطرنج، نفسی بود
اگرچه با کیش
اگرچه با مات   


مرمر

باخت

تو بردی

هورا کشیدی

حالا پایت را

از روی خرده‌های دلم بردار!

                                                               مورژان نادریان


مرمر

 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

دل به هر بی‌سر و پایی ندهیم.


مرمر

نرو

نرو

غبار این لحظه‌ها باران می‌خواهد

نرو

پژمردگی این گل‌ها را

باران می‌باید


مرمر

حقیقت

کمتر پیش می آید که ما حقیقت را جز از لبانی که مرده است بپذیریم!!!!!!!

 


مرمر